هجوم به «قله های نامبر وان» ایران و حوادث کوهستان

Rush to the peaks of Iran

در هفته ای که گذشت هجوم بی اساس و بی منطق کوهنوردنماها و البته چند کوهنورد به قلل مرتفع ایران از جمله دماوند و علم کوه، باعث رخ دادن اتفاقات و حوادثی شد که بی کفایتی ارگان های مختلف در پوشش حوادث کوهستان را بیش از قبل نمایان کرد.

ایرانی ها مردمان سفردوستی هستند و از فرصت هایی که برای سفر به وجود می آید نهایت استفاده را می برند، و هر وقت موسم سفر برسد چمدان و کوله ها را می بندند و راهی جاده ها می شوند.

تعطیلات آخر هفته گذشته فرصت خوبی بود تا بار دیگر مردم کوله بار سفر را بر دوش بگیرند و راهی سفر شوند. در این میان عده زیادی نیز برای تفریح و استراحت به طبیعت هجوم آوردند. بدون شک در این میان طیف زیادی نیز کوهنورد بودند، کوهنورد که چه عرض کنم هر کسی به قول خودش یک قله کوچک دم دستی صعود کرده بود، اینک هوس صعود به قله دماوند، علم کوه، سبلان و دیگر قلل شاخص ایران را کرده بود. انگار نه انگار حرف از صعود به ارتفاع 5600 متر و 4800 متر در میان است.

همه می خواستند به هر نحوی که شده قله را صعود کنند، عکس سلفی بگیرند و اینستاگرام شان را بروز کنند، در این میان انواع و اقسام مشکلات را می شد دید و همه جور بیماری ارتفاع قابل مشاهده بود. کاری همانند همه کارهای دیگر ایرانی ها پر از افراط و تفریط! یک جور خاصی از «بازی با مرگ»!

مردم ایران یک بار دیگر حماسه ای به یاد ماندنی خلق کردند! همه آمده بودند، با هر نوع لباس و تجهیزات پیش پا افتاده ای، حتی با لباس فوتبال و لباس راحتی منزل! هیچ کس از کوهنوردان با تجربه هم جرات این را نداشت تا به این افراد تذکری بدهد. البته به نظر نگارنده هیچ کوهنورد با تجربه ای در چنین ترافیکی پای به کوهستان نمی گذارد.

با این اوصاف و با اتفاقاتی که در علم کوه، سبلان و دماوند رخ داد، بی انصافی است که همه مشکلات به وجود آمده و اتفاقات تلخ ناشی از حوادث کوهستان را به گردن نیروهای امداد نجات و هلال احمر بیاندازیم.

با این حجم مسافری که از تمام نقاط کشور به سوی استان های شمالی کشور روانه شدند، بدون شک حوادث جاده ای و هزاران حادثه دیگر دور از ذهن نیست، طبیعتا وقوع حوادث گوناگون توان و نیروی زیادی را از نیروهای امداد و نجات هلال احمر می گیرد. بنده نمی خواهم هلال احمر و امداد و نجات منطقه را بدون تقصیر جلوه دهم اما بی انصافی است که تمامی مشکلات را به گردن آنها بیاندازیم.

با وضعیت کنونی که کوهنوردی تبدیل به یک فعالیت پیش پا افتاده شده و هر کسی این اجازه را به خودش می دهد تا پای در مسیرهای خطرناک کوهستان (آن هم نه کوهستان های معمولی بلکه «قله های نامبر وان» و بلند ایران) بگذارد، باید توقع همچین مسائلی را هم داشت.

زمانی که گروه های تلگرامی به راحتی هرچه تمام تر با جمع آوری افراد غیرحرفه ای، به قول خودشان تیم می بندند و به خودشان اجازه می دهند پای در مناطق کوهنوردی شاخص کشور بگذارند، باید توقع همچین حادثه های تلخی را نیز داشت.

دیگر شنیدن خبرهایی که حاکی از مرگ افراد در کوهستان است برای مان عادی شده است، دلم به درد می آید وقتی این اخبار را می شنوم و می خوانم. کوهنوردی ما اکنون همانند محیط زیست ما وضعیت بغرنج و نابسامانی دارد و این وظیفه تک تک ماست تا اطلاعات و آگاهی لازم را در بین افراد جامعه گسترش دهیم.

نویسنده: حمیدرضا سیف

1
اشتراک‌گذاری

ارسال پاسخ