سنگ نوردی در سنگ سیاه خلج هم شیرین است و هم تلخ

به قلم حمید نظام دوست آبان 1395

سنگ نوردی در سنگ سیاه خلج هم شیرین است و هم تلخ.

جمعه 1395/8/21 از مشهد به سمت خلج حرکت کردیم. چه دلگیر است دیدن سنگ سیاه خلج در حصار فنس ها. فنس هایی که هر بار دیدنشان تن مان را به لرزه می اندازد که نکند یکی از همین جمعه ها آن فرعی خاکی را به بهانه تصرف فلان نهاد و ارگان ببندند و …

دلشوره بیهوده نبود. وارد فرعی خاکی شدیم، اما جاده خاکی منتهی به سنگ سیاه خلج را با تل های خاک بسته بودند. مجبور شدیم ماشین ها را پشت تل خاک پارک کنیم.

مربی بزرگوارم جناب علی مهدیزاده با رونمایی از دو طناب جدید تیم مون همه را به وجد آورد و روحیه طنز دوستان حسابی گل کرده بود.

با دوستان تقسیم بار کردیم کوله و طناب ها را برداشتیم و راهی سنگ سیاه خلج شدیم؛ سنگ سیاه خلج این تک نگین درخشان دشت خلج. همیشه درخشش و ارزش از سپیدی نیست. گاه سیاهی عین زیبایی ست عین ارزش است مثل نفت سیاه مثل سنگ سیاه.

آنقدر تعداد سنگنوردان اطراف سنگ سیاه زیاد بود از دور انگار اطراف سنگ سیاه مشتی شکلات های رنگی ریخته بودند.

حضور استاد رضا خوشدل، دیدار مربی عزیز راضیه کاظم زاده، سنگنورد توانمند جواد ولی نژاد و سجاد مستجاب الدعوه مدال آور خراسانی در مسابقات آسیایی جنبه های شیرین جمعه ی ما بودند.

در نهایت بعد از یک روز تمرین و تلاش به دعوت مربی بزرگوارم به عیادت کوهنورد عزیز جناب امیدفر رفتیم. شبی فوق العاده در کنار خانواده امیدفر داشتیم. برای ایشان سلامت کامل را آرزومندیم.

گزارش: فاطمه تیموری (فاتێمێ تێیمووری)

 

 

5
اشتراک‌گذاری

ارسال پاسخ